خداحافظ شیر خشک

پایان شیر خشک خوردن فربد جون هورا

 

عشقم پس از پایان 2 سالگی همچنان شیر خشک می خورد

اونم نه یک شیشه بلکه از زمان خواب تا صبح حداقل 3 تا 4 شیشه 150 سی سی شیر می خورد

 

اگر هم دیر شیر بهش می دادیم لج می کرد و شروع می کرد به گریه کردن گریهو حالا حالا ها ساکت نمی شد وقت تمامو یه مشکل دیگه هم دیدن کارتون بابی اسفنجی و کارتون بع بع ایها بود

طوری که برای خوابیدن حتما باید جلوی تلویزیون کارتون می دید تا خوابش ببره نصفه های شب هم به همین صورت ، اگه از خواب بیدار می شد درخواست کارتون می کرد تا دوباره بخوابه و این مسئله برای من و بابا سعید خیلی ناراحت کننده بود که خوشبختانه و صد مرتبه خوشبختانه چهارشنبه بعد از ظهر ( 13/9/1392) فربد رو برای چکاب ماهانه بردیم پیش دکترش خانم دکتر بابایی و بعد از چکاب فربد که شامل قد ( 90سانتیمتر ) وزن (12 کیلوگرم ) بود شرح حال شیرخشک خوردن و کارتون دیدن رو براش توضیح دادیم و ایشون هم مخالفت در اجرای هر دو مورد بصورت مداوم رو به ما اعلام کرد و گفت که فقط می تونه در روز یک ساعت کارتون نگاه کنه و شیر پاستوریزه هم باید با لیوان بخوره

 

و از همون شب به بعد ما پروژه ممنوعیت رو شروع کردیم عصری وقتی من از دانشگاه برگشتم فربد گفت شیر می خوام منم قوطی شیر خشک رو خالی کردم و گفتم ببین پسرم شیرت تموم شده و بعد راضیش کردم که شیشه هاش رو بندازیم سطل آشغال ، پسر گلم هم بدون چون و چرا قبول کرد و بعد دو تایی رفتیم با اسباب بازیهاش بازی کردم بعد از نیم ساعت گفت کارتون بابی اسفنجی می خوام ، گفتم وای وای فلش کارتونت رو گم کردیم نداریم و باز هم با همدیگه شروع کردیم با اسباب بازیهاش بازی کردن و از اون لحظه به بعد تا به امروز که روز شنبه هستش فربد نه شیر خواسته و نه کارتون و به همین  راحتی و سادگی فربد دیگه شیر خشک نخورد البته این به لطف خداوند هم بوده و تو این قضیه من دو تا چیز رو متوجه شدم یکی اینکه ما والدین بیشتر از بچه ها شرطی می شیم و هر چی رو که اونها می خوان بنا به عادت ما انجام می دن دوم اینکه  بچه ها هم خیلی زود خودشون رو باشرایط وفق می دن پس یاد بگیریم عادت ها رو عادت نکنیم که انجام بدیم .

در ضمن ناز گل پسرم دیگه پوشک هم نمی شه ، هورااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا 

 

الان من و بابا سعید خیلی از این قضیه خوشحال هستیم نه به این خاطر که دیگه مجبور نیستیم شب ها نوبتی بلند بشیم و شیر درست کنیم نهههههههههههههههههههه ، بلکه بیشتر بخاطر خود فربد خوشحالیم

 

قند عسلم از این به بعد باید از این شیر ها بخوره

 

خدا جون بابت همه الطافت و مهربونی هات که همیشه و در همه لحظه ها و زمان ها شامل حال ما بنده هات می کنی ممنونمممممممممممممممممممممممممممممم

 

/ 2 نظر / 69 بازدید
سعید

بچم به باباش رفته خیلی گله[نیشخند]

حقیقی

سلام عزیزم خوشحالم که بزودی تونستی فربد جون رو قانع بکنی که از عادات منسوخش دست برداره !!! توی این دوره و زمونه ، بیچاره والدین هستن که به خواسته ی بچه ها تن میدن! لذا بهتره که در برقراری تعادل سعی کنیم و از ترفندهای خاص جهت پیشبردن خواسته های خودمون نیز استفاده کنیم وگرنه کلامون پسه معرکس!!! موفق و سلامت باشید از روی فربد عزیز میبوسم