تجربه در مهد کودک

یک روز خاطره انگیز و دوست داشتنی برای فربد

چند روز پیش از ما دعوت کردن برای افتتاح جشن یه مهد کودک شرکت کنیم و اینطوری شد که ما 26/6/1391 روز شنبه بعداز ظهر آقا فربد ناز نازی رو بردیم مهد کودک تا از نزدیک با مهد کودک آشنا بشه، وقتی فربد بین اینهمه بچه قرار گرفت خیلی خوشحال شد و باهاشون شروع کرد به بازی کردن از اونجاییکه یک هفته ای می شه که گل پسر ما می تونه راه بره تو مهد هم دنبال بچه ها راه افتاده بود و بازی می کرد ماشین بازی کرد تو استخر توپ پرید و زمانیکه برنامه شروع شد آروم و آقا روی صندلی نشست و برنامه رو تماشا کرد مربی های مهد هم خیلی ازش خوششون اومده بود آخه فربد کوچکترین بچه تو اون روز بود و شیرین کاری می کرد و دل همه رو می برد.

/ 1 نظر / 15 بازدید
بابا سعید

بابا فدات با اون دست زدنت