فربد و وابستگی به مان شیرین

تعطیلات عید هم خوب بود هم خوب نبود ، از این بابت که بعد از مرخصی زایمان این اولین بار بود که یک هفته کامل  رو با فربد بودم خیلی خوب بود چند روز مونده به عید هم اولین جمله دو کلمه ای رو یاد گرفت، مان شیرین وقتی  صبح پا می شد خوشحال و شاد تند تند منو صدا می زد برای همین وابسته شده و بعد از تعطیلات صبح که منو نمی بینه گریه می کنه و من خیلی ناراحتشم و تمام روز با فکر فربد می گذرونم ای کاش می شد که همه وقتم رو با فربد باشم

تو این عکس هم که خیلی ناز و قشنگ خوابیده دوست دارم همیشه با آرامش بخوابه و اصلا دغدغه ای به عنوان ندید مان شیرین نداشته باشه وقتی می خوابه دوست دارم ساعت ها تماشاش کنم .

خدایا همه بچه ها رو در پناه خودت برای مادر و پدرش حفظ کن

/ 4 نظر / 56 بازدید

البته مامانش از ذوقش می شنوه مامان شیرین من که شنیدم فربد می گه ماشین[لبخند]

مامان پرنیان درنیان

عزیزه دلم بچه های مامانای کارمند خیلی گناهین دیگه ولی غصه نخور عوضش مستقل هستن شیرین بانو به زودی میبینمت عزیزم