فربد جونم اولین مروارید مبارک

فربد دلبندم اولین مروارید قشنگت مبارک باشه عزیزم در تاریخ 8/12/1390 دوشنبه شب متوجه شدیم که دوندون درآوردی البته چند روز پیش خیلی بی تابی می کرد و شبها نمی تونست راحت بخوابه و حتی یکشنبه شب چند بار با جیغ و گریه از خواب بیدار شد من فکر می کردم دلش درد می کنه و بهش قطره می دادم البته یک ماهی می شه که هرچی دستش می دیم بطرف دهنش می بره  می خواد به لثه هاش بکشه و نزدیک ترین وسیله دست های خودش بود که می خوردشون و صد البته دوست داشت دست ما رو هم بخوره تا اینکه دوشنبه شب مامان کبی و عمو حامد فربد پیش ما مهمون بودن و فربد چون دندونش می خوارید تلا ش می کرد که دست مامان بزرگش رو بخوره و یکدفعه مامان کبی با خوشحالی گفت که فکر کنم دندون در آورده من هم خوشحال تر به لثش دست زدم و دیدم یه مروارید کوچولوی نوک تیز تو دهنش قایم شده و داره یواش یواش خودش رو به ما نشون می ده لحظه ای که متوجه شدم لثش تیز شده یه حس خاصی داشتم انقدر خوشحال شدم که دلم می خواست گریه کنم.

/ 4 نظر / 6 بازدید
نسرین مامان هلیا

مبارکه عزیز دلم ایشالله به سلامتی و بدون درد سر بقیه دندونای خوشگلت در بیاد[بغل][بغل][بغل]

دلارام

مبارکه ان شالله . شنیدم وقتی دندون بچه در میاد یه چیزی می پزند وبه فامیل بچه میدند میخورند اسمشو یادم نیست

دلارام

فربد خیلی ناراحته که بابا مامانش اینقدر تنبلند و بروز نمی کنند وبلاگشو