فربد جونم به مهد می رود

 

 

 

 

 

 

فربد جونم تقریبا یک ماهی می شه ( 18 فروردین 93 ) که رفته مهد کودک ( میلاد کوثر )  البته اوایلش خیلی با سختی و ناراحتی و گریه می رفت ولی الان شکر خدا بهتر شده و کمتر بهونه گیری می کنه .

صبح ساعت 8 از خواب بیدار می شه صبحانه می خوره و ساعت 9 بهمراه مامان کبی می ره مهد کودک و با خاله فاطمه ( مربی ) و دوستاش بازی می کنه و بعد ساعت 11:30 یا 12 شاد ، خوشحال ، سر زنده و با انرژی برمی گرده 

ناگفته نماند که مربیش میگه فربد جون هنوز افتخار ندارده و سرکلاس خودش نمی ره و بصورت مستمع آزاد در همه کلاس ها اعم از پیش دبستانی و پیش آموزی و دیگر کلاس ها تردد می کنه و با هر کلاسی می ره زنگ تفریح تو حیاط بازی می کنه و یا بعضی وقت ها بی اجازه می ره سرکلاس ها می شینه ولی همه مربی ها خیلی دوستش دارن و می گن خیلی با ادب و خوش سخنه 

تازه یکی دوتا نقاشی (‌که به زبون خودش می گه انقاشی ) کشیده و هنر نمایی کرده 

پسر گل مامان، انشا ا... یه روزی باشه که به وقتش خودم دیگه همراهت باشم و ببرمت مدرسه و و و و دانشگاه و و و و .............همینطور مدارج بالاتر و بالاتر و پیشرفتت و شادی هات رو لحظه به لحظه ببینم و سرمست بشم از شاد بودنت

 

الهی یا رب العالمن 

/ 0 نظر / 4 بازدید